سپاس بر خدا، پدر خداوند ما عیسی مسیح، که پدر رحمتها و خدای بخشندۀ همۀ دلگرمیهاست؛۴که به ما در همۀ سختیهایمان دلگرمی میبخشد تا ما نیز بتوانیم با آن دلگرمی که از او یافتهایم، دیگران را که از سختیها میگذرند، دلگرم سازیم.۵زیرا همانگونه که از رنجهای مسیح بهفراوانی نصیب مییابیم، به همان میزان نیز بهواسطۀ مسیح از دلگرمی فراوان لبریز میشویم.۶اگر در سختی هستیم، بهخاطر دلگرمی و نجات شماست؛ و اگر دلگرمیم، باز برای دلگرمی شماست، که چنین کارگر میافتد که شما همان رنجها را که ما میکشیم، با بردباری تحمل میکنید.۷امید ما دربارۀ شما استوار است، زیرا میدانیم همانگونه که در رنجهای ما سهیم هستید، در دلگرمی ما نیز سهیم میباشید.
۸ای برادران، نمیخواهیم از سختیهایی که در ایالت آسیا بر ما گذشت، بیخبر باشید. فشارهایی که بر ما آمد چنان سخت و توانفرسا بود که از زندهماندن هم نومید گشتیم.۹بواقع احساس میکردیم حکم مرگمان صادر شده است. امّا اینهاهمه رویداد تا نه بر خود، بلکه بر خدایی توکل کنیم که مردگان را زنده میکند.۱۰او ما را از چنین خطر مهلکی رهانید و بازخواهد رهانید. براوست که ما امید بستهایم که همچنان ما را خواهد رهانید،۱۱بخصوص چون شما نیز با دعای خود یاریمان دهید. آنگاه بسیار کسان، برای فیضی که در جواب دعای بسیاری به ما بخشیده شده است، از جانب ما شکر خواهند گزارد.
سبب تغییر در برنامۀ سفر پولُس
۱۲فخر ما، گواهی وجدان ماست بدین که رفتارمان در دنیا و بخصوص نسبت به شما، با قدّوسیت و صداقت خدایی همراه بوده است. ما نه با حکمت بشری، بلکه بنابر فیض خدا عمل کردهایم.۱۳زیرا آنچه به شما مینویسیم درست همان است که میخوانید و میفهمید. و من امید دارم۱۴همانگونه که ما را تا حدی شناختهاید، بهکمال نیز بشناسید، و بدانید که میتوانید به ما فخر کنید، چنانکه شما نیز در روز خداوندْ عیسی، مایۀ فخر ما خواهید بود.
۱۵با این اطمینان، برآن شدم نخست به دیدار شما بیایم تا بهرهای دوچندان ببرید.۱۶عزم من آن بود که بر سر راهم به مقدونیه از شما دیدار کنم و از مقدونیه دوباره نزدتان بازگردم تا مرا راهی سفر به یهودیه کنید.۱۷آیا هنگامی که چنین تصمیمی میگرفتم، دودل بودم؟ و یا اینکه چون انسانهای معمولی تصمیم میگیرم، بهگونهای که سخنم همزمان «آری» و «نه» است؟
۱۸به امانت خدا قسم که سخن ما با شما «آری» و «نه» نبوده است.۱۹زیرا پسر خدا، عیسی مسیح، که من و سیلاس و تیموتائوس به او در میان شما موعظه کردیم، «آری» و «نه» نبود، بلکه در او همهچیز «آری» است.۲۰زیرا همۀ وعدههای خدا در مسیح «آری» است و به همین جهت در اوست که ما «آمین» را بر زبان میآوریم، تا خدا جلال یابد.۲۱امّا خداست که ما و شما را در پیوندمان با مسیح استوار میسازد. او ما را مسح کرده۲۲و مُهر مالکیت خویش را بر ما زده و روح خود را همچون بیعانه در دلهای ما جای داده است.
۲۳خدا را شاهد میگیرم که تنها بهخاطر شفقت بر شما بود که به قُرِنتُس بازنگشتم.۲۴نهاینکه بر ایمان شما سروری کرده باشیم، بلکه دست در دست شما، برای شادمانی شما میکوشیم، چراکه در ایمان استوارید.
۲
پس، عزمجزمکردم که دیگربار، دیداری اندوهبار با شما نداشته باشم.۲زیرا اگر شما را اندوهگین سازم، دیگر چه کسی میتواند موجب شادی من شود، جز شما که اندوهگینتان ساختهام؟۳من بدانگونه به شما نوشتم تا بههنگام آمدنم نزد شما، آنان که میباید مرا شادمان سازند، مایۀ اندوهم نشوند. چراکه به همۀ شما اطمینان داشتم که شادی من مایۀ شادی همۀ شماست.۴زیرا با غم بسیار و دلی دردمند و چشمانی اشکبار به شما نوشتم، نه تا اندوهگینتان سازم، بلکه تا از عمق محبتم به خود آگاه شوید.
بخشایش برای شخص خطاکار
۵امّا اگر کسی باعث اندوه شده، نهتنها مرا، بلکه تا حدی همۀ شما را اندوهگین ساخته است – نمیخواهم در اینباره سخن بهگزاف گفته باشم.۶تنبیهی که از سوی بیشتر شما بر او اِعمال شده، کافی است.۷اکنون دیگر باید او را ببخشید و دلداری دهید، مبادا اندوه بیش از حد، وی را از پا درآورد.۸بنابراین، از شما استدعا دارم او را از محبت خود مطمئن سازید.۹سببِ نوشتنم به شما نیز این بود که شما را بیازمایم و ببینم آیا در هر امری فرمانبردار هستید یا نه؟۱۰اگر شما کسی را ببخشید، من نیز او را میبخشم. و اگر کسی را بخشیدهام – البته اگر موردی برای بخشیدن وجود داشته است – در حضور مسیح و بهخاطر شما چنین کردهام،۱۱تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا از ترفندهای او بیخبر نیستیم.
خدمتگزاران عهد جدید
۱۲پس چون برای بشارت انجیل مسیح به تْروآس رفتم، دریافتم که خداوند در آنجا دری بزرگ به روی من گشوده است.۱۳امّا باز آرام نداشتم زیرا برادر خود تیتوس را نیافتم. پس با اهالی آنجا وداع کرده، به مقدونیه رفتم.
۱۴امّا خدا را سپاس که همواره ما را در مسیح، در موکب ظفر خود میبَرَد و رایحۀ خوش شناخت او را بهوسیلۀ ما در همهجا میپراکَنَد.۱۵زیرا برای خدا رایحۀ خوش مسیح هستیم، چه در میان نجاتیافتگان و چه در میان هلاکشوندگان.۱۶امّا برای یکی بوی مرگ میدهیم که به مرگ رهنمون میشود؛ برای دیگری عطر حیاتیم که حیات بهبار میآورد. و کیست که برای چنین کاری کفایت داشته باشد؟۱۷برخلاف بسیاری که برای سودجویی به ارزانفروشیِ کلام خدا مشغولند، ما در مسیح با خلوصنیّت سخن میگوییم، همچون کسانی که سخنگوی خدایند و در حضور او میایستند.
۳
۱آیا بار دیگر شروع به توصیه دربارۀ خود میکنیم؟ یا مانند بعضی، نیاز به ارائۀ توصیهنامه به شما یا گرفتن توصیهنامه از شما داریم؟۲شما خودْ توصیهنامۀ مایید، نامهای نگاشته بر دلهای ما که همگان میتوانند آن را بخوانند و بفهمند.۳شما نشان دادهاید که نامۀ مسیح هستید، ثمرۀ خدمت ما، و نگاشته نه با مرکّب، بلکه با روح خدای زنده، و نه بر لوح سنگی، بلکه بر لوح دلهای گوشتین.
۴ما چنین اطمینانی بهواسطۀ مسیح در حضور خدا داریم.۵نهآنکه خود کفایت داشته باشیم تا چیزی را به حساب خود بگذاریم، بلکه کفایت ما از خداست.۶او ما را کفایت بخشیده که خدمتگزاران عهد جدید باشیم – خادم روح، نه خادم آنچه نوشتهای بیش نیست. زیرا «نوشته» میکُشد، لیکن روحْ حیات میبخشد.
جلال عهد جدید
۷حال، اگر خدمتی که به مرگ میانجامید و بر حروفِ حک شده بر سنگ استوار بود، با جلال بهظهور رسید، بهگونهای که بنی اسرائیل نمیتوانستند بهسبب جلالِ چهرۀ موسی بر آن چشم بدوزند، هرچند آن جلال رو به زوال بود،۸چقدر بیشتر، خدمتی که بهواسطۀ روح است با جلال خواهد بود.۹زیرا اگر خدمتی که به محکومیت میانجامید با جلال بود، چقدر بیشتر خدمتی که به پارساشمردگی میانجامد آکنده از جلال است.۱۰زیرا آنچه زمانی پرجلال بود، اکنون در قیاس با این جلالِ برتر، دیگر جلوهای ندارد.۱۱و اگر آنچه زوال میپذیرفت با جلال همراه بود، چقدر بیشتر آنچه باقی میمانَد با جلال همراه است.
۱۲پس چون چنین امیدی داریم، با شهامتِ کامل سخن میگوییم؛۱۳نه مانند موسی که حجابی بر چهرۀ خود کشید تا بنی اسرائیل غایت آنچه را که رو به زوال بود، نظاره نکنند.۱۴امّا ذهنهای ایشان تاریک شد زیرا تا به امروز همان حجاب بههنگام خواندن عهد عتیق باقی است و برداشته نشده، زیرا تنها در مسیح زایل میشود.۱۵حتی تا به امروز، هرگاه موسی را میخوانند، حجابی بر دل آنها برقرار میماند؛۱۶امّا هرگاه کسی نزد خداوند بازمیگردد، حجاب برداشته میشود.۱۷خداوند، روح است و هرجا روحِ خداوند باشد، آنجا آزادی است.۱۸و همۀ ما که با چهرۀ بیحجاب، جلال خداوند را، چنان که در آینهای، مینگریم، بهصورت همان تصویر، از جلال به جلالی فزونتر دگرگون میشویم؛ و این از خداوند سرچشمه میگیرد که روح است.
۴
گنجینههایی در ظروف خاکی
۱پس چون در نتیجۀ رحمتی که بر ما شده است از چنین خدمتی برخورداریم، دلسرد نمیشویم.۲بلکه از روشهای پنهانی و ننگین دوری جستهایم و به فریبکاری دستنمییازیم و کلام خدا را نیز تحریف نمیکنیم، بلکه بهعکس، با بیانِ آشکار حقیقت، میکوشیم در حضور خدا مورد تأیید وجدان همه باشیم.۳حتی اگر انجیل ما پوشیده است، بر کسانی پوشیده است که در طریق هلاکتند.۴خدای این عصر ذهنهای بیایمانان را کور کرده تا نورِ انجیلِ جلالِ مسیح را که تصویر خداست، نبینند.۵زیرا ما خود را موعظه نمیکنیم، بلکه عیسی مسیح را بهعنوان خداوند موعظه میکنیم، و از خودْ تنها بهخاطر عیسی، و آن هم فقط بهعنوان خادم شما سخن میگوییم.۶زیرا همان خدا که گفت: «نور از میان تاریکی بتابد،» نور خود را در دلهای ما تابانید تا شناخت جلال خدا در چهرۀ مسیح، ما را منوّر سازد.
۷امّا این گنجینه را در ظروفی خاکی داریم، تا آشکار باشد که این قدرت خارقالعاده از خداست نه از ما.۸ما از هرسو در فشاریم، امّا خُرد نشدهایم؛ متحیّریم، امّا نومید نیستیم؛۹آزار میبینیم، امّا وانهاده نشدهایم؛ بر زمین افکنده شدهایم، امّا از پا درنیامدهایم.۱۰همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل میکنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود.۱۱زیرا ما که زندهایم، همواره بهخاطر عیسی به مرگ سپرده میشویم تا حیات او در بدن فانی ما آشکار گردد.۱۲پس مرگ در ما عمل میکند، امّا حیات در شما.
۱۳در کتبمقدّس آمده که «ایمان آوردم، پس سخن گفتم.» با همین روحِ ایمان، ما نیز ایمان داریم و سخن میگوییم.۱۴زیرا میدانیم او که عیسای خداوند را از مردگان برخیزانید، ما را نیز با عیسی برخیزانیده، با شما به حضور او خواهد آورد.۱۵اینها همه بهخاطر شماست، تا فیضی که شامل حال عدۀ بیشتر و بیشتری میشود، سبب شکرگزاری هرچه بیشتر برای جلال خدا گردد.
۱۶پس دلسرد نمیشویم. هرچند انسانِ ظاهری ما فرسوده میشود، انسان باطنی روزبهروز تازهتر میگردد.۱۷زیرا رنجهای جزئی و گذرای ما جلالی ابدی برایمان به ارمغان میآورد که با آن رنجها قیاسپذیر نیست.۱۸پس نهبر آنچه دیدنی است، بلکه بر آنچه نادیدنی است چشم میدوزیم، زیرا دیدنیها گذرا، امّا نادیدنیها جاودانی است.
۵
مسکن آسمانی ما
۱اینک میدانیم هرگاه این خیمۀ زمینی که در آن سکونت داریم فروریزد، عمارتی از خدا داریم، خانهای ناساخته بهدست و جاودانه در آسمان.۲و براستی که در این خیمه آه میکشیم، زیرا مشتاق آنیم که مسکن آسمانی خود را دربر کنیم،۳چراکه با دربر کردنش، عریان یافت نخواهیم شد.۴زیرا تا زمانی که در این خیمه هستیم با گرانباری آه میکشیم، چون نمیخواهیم جامه از تن بهدر کنیم، بلکه جامهای دیگر بهتن کنیم، تا فانی غرقِ حیات شود.۵و خداست که ما را برای این مقصود آماده کرده و روح را همچون بیعانه به ما داده است.
۶پس همواره دلگرمیم، هرچند میدانیم تا زمانی که در این بدن منزل داریم، از خداوند غریبیم،۷زیرا با ایمان زندگی میکنیم، نه با دیدار.۸آری، ما چنین دلگرمیم و ترجیح میدهیم از بدن غربت جسته، نزد خداوند منزل گیریم.۹پس خواه در بدن منزل داشته باشیم و خواه در غربت از آن بهسر بریم، این را هدف قرار دادهایم که او را خشنود سازیم.۱۰زیرا همۀ ما باید در برابر مسند داوری مسیح حاضر شویم، تا هرکس بنابر اعمال خوب یا بدی که در ایام سکونت در بدن خود کرده است، سزا یابد.
خدمت آشتی
۱۱پس چون معنی ترس خداوند را میدانیم، میکوشیم مردمان را مجاب کنیم. آنچه هستیم بر خدا آشکار است و امیدوارم بر وجدان شما نیز آشکار باشد.۱۲نمیخواهیم باز شروع به توصیه دربارۀ خود کنیم، بلکه میخواهیم حجّتی به شما بدهیم که به ما فخر کنید، تا بتوانید پاسخ کسانی را بدهید که به ظاهر فخر میکنند، نه به آنچه در قلب است.۱۳اگر عقل از کف دادهایم، بهخاطر خداست؛ و اگر عقل سلیم داریم، بهخاطر شماست.۱۴زیرا محبت مسیح بر ما حکمفرماست، چون یقین داریم که یکتن بهخاطر همه مرد، پس همه مردند.۱۵و بهْخاطر همه مرد تا زندگان دیگر نه برای خود، بلکه برای آن کس زیست کنند که بهخاطرشان مرد و برخاست.
۱۶بنابراین، از این پس دربارۀ هیچکس با معیارهای بشری قضاوت نمیکنیم، و هرچند پیشتر دربارۀ مسیح اینگونه قضاوت میکردیم، اکنون دیگر چنین نیست.۱۷پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقتی تازه است. چیزهای کهنه درگذشت؛ هان، همهچیز تازه شده است!۱۸اینها همه از خداست که بهواسطۀ مسیح ما را با خود آشتی داده و خدمت آشتی را به ما سپرده است.۱۹به دیگرسخن، خدا در مسیح جهان را با خود آشتی میداد و گناهان مردم را به حسابشان نمیگذاشت، و پیام آشتی را به ما سپرد.۲۰پس سفیران مسیح هستیم، بهگونهای که خدا از زبان ما شما را به آشتی میخوانَد. ما از جانب مسیح از شما استدعا میکنیم که با خدا آشتی کنید.۲۱او کسی را که گناه را نشناخت، در راه ما گناه ساخت، تا ما در وی پارساییِ خدا شویم.
۶
۱در مقام همکاران خدا، از شما استدعا داریم که فیض خدا را بیهوده نیافته باشید.۲زیرا خدا میگوید:
«در زمان لطف خود، تو را اجابت کردم
و در روز نجات، تو را مدد نمودم.»
هان، اکنون زمان لطف خداست؛ هان، امروز روز نجات است.
مشقّات پولُس
۳ما در هیچچیز سبب لغزش کسی نمیشویم، تا خدمتمان ملامت کرده نشود،۴بلکه در هرچیز شایستگی خود را نشان میدهیم، آنگونه که از خادمان خدا انتظار میرود: با بردباری بسیار در زحمات، در سختیها، در تنگناها،۵در تازیانهها، در زندانها، در هجوم خشمگین مردم، در کار سخت، در بیخوابی، و در گرسنگی؛۶با پاکی، با معرفت، با صبر، با مهربانی، با روحالقدس، با محبت بیریا،۷با راستگویی، با قدرت خدا، با اسلحۀ پارسایی بهدست راست و چپ؛۸در عزّت و ذلّت، و بدنامی و نیکنامی. گویی گمراهکننده، امّا حقیقت را میگوییم؛۹گویی گمنام، امّا شناخته شدهایم؛ گویی در حال مرگ، امّا هنوز زندهایم؛ گویی دستخوش مجازات، امّا از پا درنیامدهایم؛۱۰گویی غمگین، امّا همواره شادمانیم؛ گویی فقیر، امّا بسیاری را دولتمند میسازیم؛ گویی بیچیز، امّا صاحب همهچیزیم.
۱۱ای قُرِنتیان، ما بیپرده با شما سخن گفتیم و دل خود را بر شما گشودیم.۱۲ما محبت خود را از شما دریغ نمیداریم. شمایید که مهر خود را از ما دریغ میکنید.۱۳با شما همچون فرزندانم سخن میگویم؛ شما نیز دل خود را بر ما بگشایید.
پرهیز از همیوغ شدن با بیایمانان
۱۴زیر یوغ ناموافق با بیایمانان مروید، زیرا پارسایی و شرارت را چه پیوندی است و نور و ظلمت را چه رفاقتی؟۱۵مسیح و بِلیعال را چه توافقی است و مؤمن و بیایمان را چه شباهتی؟۱۶و معبد خدا و بتها را چه سازگاری است؟ زیرا ما معبد خدای زندهایم. چنانکه خدا میگوید:
«بین آنها سکونت خواهم گزید
و در میانشان راه خواهم رفت،
و من خدای ایشان خواهم بود
و آنان قوم من خواهند بود.»
۱۷پس، خداوند میگوید:
«از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید.
هیچچیز ناپاک را لمس مکنید
و من شما را خواهم پذیرفت.»
۱۸«من شما را پدر خواهم بود
و شما مرا پسران و دختران خواهید بود،
خداوندِ قادر مطلق میگوید.»
۷
پس ای عزیزان، حال که این وعدهها از آنِ ما است، بیایید خود را از هر ناپاکیِ جسم و روح بزداییم و با ترس از خدا، تقدس را بهکمال رسانیم.
شادمانی پولُس
۲ما را در دل خود جای دهید. در حق کسی بدی روا نداشتهایم، کسی را فاسد نساختهایم و از کسی بهرهجویی نکردهایم.۳این را نمیگویم تا محکومتان کنم. پیشتر به شما گفتم که چنان در دل ما جای دارید که آمادهایم با شما بمیریم و با شما زیست کنیم.۴من میتوانم بیپرده با شما سخن بگویم، و به شما بسی فخر میکنم. بسیار دلگرم شدهام، و بهرغم همۀ سختیها، شادی مرا حد و مرزی نیست.
۵زیرا هنگامی که به مقدونیه رسیدیم، این تن ما آسایش نیافت، بلکه از هرسو در زحمت بودیم – در برون جدالها داشتیم، و در درون ترسها.۶امّا خدایی که افسردگان را دلگرمی میبخشد، با آمدن تیتوس ما را دلگرم ساخت.۷و ما نهتنها از آمدن او، بلکه بهواسطۀ آن دلگرمی که از شما یافته بود، دلگرم شدیم. او از اشتیاق شما به دیدار من، و اندوه عمیقتان، و غیرتی که نسبت به من دارید، خبر آورد، که این بیش از پیش مرا شادمان ساخت.
۸زیرا هرچند با نامۀ خود اندوهگینتان ساختم، از کردۀ خود پشیمان نیستم. زیرا با آنکه تا حدی پشیمان بودم – چون میبینم نامهام هرچند کوتاهزمانی، شما را اندوهگین ساخت -۹امّا اکنون شادمانم، نه از آنرو که اندوهگین شدید، بلکه چون اندوهتان به توبه انجامید. زیرا اندوه شما برای خدا بود، تا هیچ زیانی از ما به شما نرسد.۱۰چون اندوهی که برای خدا باشد، موجب توبه میشود، که به نجات میانجامد و پشیمانی ندارد. امّا اندوهی که برای دنیاست، مرگ بهبار میآورد.۱۱ببینید اندوهی که برای خدا بود چه ثمراتی در شما پدید آورده است: چه شور و شوقی، چه اشتیاقی به اثبات بیگناهیتان، چه نارضایی و احساس خطری، چه دلتنگی، غیرت و مجازاتی. شما از هرحیث ثابت کردید که در آن قضیه بیتقصیر بودهاید.۱۲پس نامۀ من به شما بهخاطر آن کس که بدی کرده و یا آن که به او بدی شده نبوده است، بلکه بدین منظور بوده که در حضور خدا ارادت شما به ما، بر خودتان آشکار شود.۱۳اینها همه موجب دلگرمی ما شده است.
افزون بر دلگرمی خودِ ما، دیدن شادی تیتوس نیز موجب شادی هرچه بیشتر ما شد، زیرا همگی شما جان او را تازه ساخته بودید.۱۴من نزد او به شما فخر کردم و شما مرا سرافکنده نساختید، بلکه همانگونه که هرآنچه به شما گفتیم درست بود، ثابت شد که فخر ما نزد تیتوس نیز بجا بوده است.۱۵هربار که او اطاعت همگی شما را بهیاد میآوَرَد و این را که چگونه با ترس و لرز او را پذیرفتید، دلبستگیاش به شما بیشتر میشود.۱۶شادمانم که در هرچیز به شما اطمینان دارم.